تبلیغات
این فصل را با من بخوان باقی بهانه است - قضاوت
این فصل را با من بخوان باقی بهانه است
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد , او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد .


او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 دی 1391 :: نویسنده : f . m
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

نمی دونم

چون عزیزی دوستت دارم

یا

چون دوستت دارم عزیزی
مدیر وبلاگ : f . m
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

کد متحرک کردن عنوان وب

صدایاب